تبلیغات
وبلاگ شعر ومتن محمودسلطان بایزیدی - مطالب عاشقانه
امروز روز
اربعین مصباح هداست
دل یادحسین بن علی
شیرخداست
پروانه به گردشمع حق
پر زد و سوخت


طبقه بندی: متن زیبا، عاشقانه،
برچسب ها: امروز روز اربعین مصباح هداست،

تاریخ : یکشنبه 30 آبان 1395 | 05:54 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
یک استکـان بوسہ ے داغ

یک بشقاب بزرگ عشق بـےآلایش

یک پیــالہ گـل یاس

یک کف دست نان راستے

از نبات خودت هم کـمے بریز

تا شیریـن شود

ایـن  عشـق است

با تو صفــا دارد




طبقه بندی: عاشقانه، شعر،
برچسب ها: یک استکـان بوسہ ے داغ، عشق،

تاریخ : سه شنبه 25 آبان 1395 | 10:36 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
احساست را نفس میکشم...
نگاهت را میخوانم ...
قلبت را مینوازم...
صدایت را میبوسم...
سکوتت را میشنوم...
و از عاشقانه هایت براى خودم لباس میدوزم... دیوانه نیستم...!
 فقط یک جور خاص که دیگران بلد نیستند عاشقت هستم




طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: احساست،

تاریخ : سه شنبه 18 آبان 1395 | 02:25 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
آب و رنگ چهره ات

             آبرنگ شعر من!

چشمه ی احساسمی

            درگلستان سخن

عطرتوخوشبوتر از

           نافه و مشک ختن!

باتو زیبا می شود

       باغ و صحرا و چمن




طبقه بندی: شعر، عاشقانه،
برچسب ها: آب،

تاریخ : سه شنبه 18 آبان 1395 | 02:22 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
بیا
کنار پنجره ی باران خورده
در صبح
نفس بکشیم
و با هر نفس
در نم باران
دوست دارم را
تکرار کنیم...




طبقه بندی: عاشقانه، شعر،
برچسب ها: پنجره،

تاریخ : سه شنبه 18 آبان 1395 | 02:18 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
‌ عشق یعنی یک تمنا , یک نیاز
زمزمه از عاشقی با سوز و ساز
 
عشق یعنی چشم خیس مست او
زیر باران دست تو در دست او
 
عشق یعنی ماه تب از یک نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
 
عشق یعنی عطر خجالت ....شور عشق
گرمی دست تو در آغوش عشق
 
عشق یعنی "بی تو هرگز ...پس بمان"
تا سحر از عاشقی با او بخوان
 
عشق یعنی هر چه داری نیم کن
از برایش قلب خود تقدیم کن

 



طبقه بندی: شعر، عاشقانه،
برچسب ها: عشق،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 10:43 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات



حذف کن کسانی را
ک باعث غمت می‌شوند
بیش از
حد که کوتاه بیایی
می‌شوی کوتاه‌ترین دیوار
گاهی ببخش
و سـرد باش بگذار
دلخوش نباشند
به گرمای وجودت که
هروقت‌ بخواهند کنارت‌بزنند !!




طبقه بندی: شعر، عاشقانه،
برچسب ها: غم، دیوار، عفت، حذف، گرمای وجود، دلخوش، سرد،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 10:37 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات


عهد كنیم با خودمان
در همین پائیز
اگر دستى گره خورد
در دستهایمان
اگر نگاهى لرزاند وجودمان
خرابش نكنیم
مُفت از دستش ندهیم
باور كنید پائیز
جان میدهد براى عاشقى كردن




طبقه بندی: شعر، عاشقانه،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 07:01 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
نشسته ام که برای تو از زمانه بگویم
مَنی کِه زاده شُدم شِعر عاشِقانه بِگویَم
 
عزا گرفته ام از اینکه باید آخر شعرم
از آن دمی که تو هم می شوی روانه بگویم
 
به‌غم نشسته‌چنان باورم که‌باید ازاین پس
به خنده های خودم بغض شادمانه بگویم

برای بی‌کسی‌ام بس‌همین که‌حرف دلم را
نشد برای کسی جز اثاث خانه بگویم

بمان انار برایت شکسته ام که غمم را
به این بهانه برای تو دانه دانه بگویم
 



طبقه بندی: شعر، عاشقانه،
برچسب ها: زمانه، غم، شعرعاشقانه،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 04:27 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
زندگی

ساز دل است

تو نوازنده ی این سازے و بس...

تو اگر شاد زنے شاد شوے

گر چه باشے چو قنارے به قفس.





طبقه بندی: شعر، عاشقانه،
برچسب ها: زندگی، ساز، دل، نوازنده ی، شاد، قناری، قفس،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 04:07 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
کربلایی که آقا میطلبه تا بری

 

وقتی ناامیدی و چند روز بیشتر تا اربعینش نمانده

وقتی دلشکسته ای و زائران پیاده 

یکی یکی از تو خداحافظی میکنند و راهی دیار عشق میشوند

وقتی به بی سر و پایی ات ایمان می آوری و باور میکنی که

در بین 25 میلیون زائر زیادی هستی

وقتی به خودت می قبولانی که کربلا

(آن هم اربعین، آن هم پیاده) جای تو نیست

وقتی دلت را آماده کرده ای که بسوزد، بمیرد، اما دم از رفتن نزند

وقتی مینشینی و محرم و صفر را که پشت سر گذاشته ای مرور میکنی 

و میفهمی که انگار هر کاری که کرده ای 

در این یک ماه و نیم حتی 

به اندازه ی یک نیم نگاه ارباب

که خیلی هم از سرت زیاد است ارزش نداشته است ...

دیگر از زندگی ناامید میشوی

دم به دم به زائران اضافه میشود

تو هنوز حتی به رفتن فکر هم نمیکنی

که ناگهان...


حرف میشود از رفتن...رفتن تو...

حرف میشود که برویم ....تصمیم میگیری که نروی

باز میشود که نه برویم توکل برخدا

باز حرف میشود که مرزها شلوغ است...

مرزها را بسته اند ...

حرف میشود که نرویم خیلی ها برگشته اند از مرز

ناگهان چشم باز میکنی که در راه مرزی

اخبار دم به دم اعلام میکند برگردید...مرز بسته است

میروی ...در ترافیک میمانی ...

بر میگردی .... پشیمان میشوی...دور میزنی به سمت مهران ....

راه باز شده است ...الله اکبر ...

تا نقطه صفر مرزی بی هیچ مشکلی پیش میروی ...

سربازهای مرز میگویند مرز عراق بسته است ...

برنمیگردی اما ناامیدانه به نقطه های دور دست که کربلاست نگاه میکنی

نگهان با یک یا حسین راه باز میشود

میروی ...بی هیچ مشکلی وارد مرز عراق میشوی

میروی ... همه چیز را ارباب مهیا کرده ...

میگفتند خیلی ها وارد مرز عراق شدند اما چون وسیله ای نبوده که آنها را ببرد برگشته اند

با قبول همه ی سختی ها میروی اما ... آقای مهربانی ها همه چیز را مرتب در جایش چیده

ماشین ها در مرز ایستاده اند و منتظر مسافرها هستند

میروی میروی میروی

محل استراحتت مهیاست....ارباب انگار منتظرت بوده

هرروزت به خوبی میگذرد ...

اربعین کربلا هستی... تویی که انقدر ناامید بودی...

ارباب تمام نگاهش به تو بوده و ....

زائر دلتنگ کربلا.... باز هم زود قضاوت کردی ...!!!

آن هم در مورد کرم ارباب...

آقا جان به لطف خدا و کَرم شما و نگاه مادرتان و عنایت ام المصائب(زینب کبری) اربعین مهمانت بودیم ارباب...

مهمانی خوبی بود ... اما مهمان خوبی نبودیم

آقا ببخش کم گذاشتیم




طبقه بندی: شعر، عاشقانه، دل نوشته،
برچسب ها: اربعین، مرز، عراق، طلبیدن، بین الحرمین،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 11:28 ق.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
وقتی شب میشه

یه دنیا خاطره

یه دنیا خیال

میاد تو دل آدم

من آرزو میكنم

امشب دلتون آروم باشه

و رویاهاتون شیرین

شبتون زیبا و رویایی




طبقه بندی: شعر، عاشقانه،
برچسب ها: شب، دنیا، خاطره، خیال، ارزو، اروم، رویا،

تاریخ : شنبه 15 آبان 1395 | 12:46 ق.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.