تبلیغات
وبلاگ شعر ومتن محمودسلطان بایزیدی - مطالب عارفانه
خدایا بدون نوازشهای تو میان دست های زندگی مچاله می شویم
نوازشت را ازما نگیر



طبقه بندی: عکس نوشته، عارفانه،
برچسب ها: خدایا،

تاریخ : شنبه 29 آبان 1395 | 12:55 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات

روزمان راباشکرگزاری آغازکنیم
شکربرای امروزولحظه‌های زیبایی
که پیش روداریم
باشکرگزاری برای تمام آنچه
اکنون هست
برای تمام خوبیهاییکه
امروزمیتوانیم داشته باشیم
خدایا شکربرای همه نعماتت.





طبقه بندی: عارفانه،
برچسب ها: شکرگذاری،

تاریخ : سه شنبه 18 آبان 1395 | 03:18 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
.
تقدیم بہ ڪریم ابن الڪریم حسن بن علی(ع):

.

.
گمنامیِ اورا نفهـمیدند نامے هـا
هـرگز نشد آشفتہ از بے احترامے هـا

آرے نشان از داغیِ بازارِ تهـمت هـاست
وقتے ڪہ خالے میشود دورت ز عامے هـا

در مهـربانے شهـرہ بود آنقَدْر ڪہ حتی
خوردند از نان حلالِ او حرامے هـا

حتے سگے را رد نڪرد از سفرہ ے لطفش
لبخند میزد در جوابِ بے مرامے هـا

در بین شهـرے ڪہ محبت را نمے فهـمید
تنهـا "حَسَن" هـم سفرہ میشد با جُذامے هـا

من شڪ ندارم ڪامِ او با زهـر شیرین شد
زهـرے ڪہ مرهـم بود خود بر تلخڪامے هـا

.




طبقه بندی: شعر، عارفانه،
برچسب ها: ڪریم ابن الڪریم حسن بن علی(ع):،

تاریخ : دوشنبه 17 آبان 1395 | 11:35 ق.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
توکل برخدایت کن؛
       کفایت میکندحتما؛
            اگرخالص شوی بااو؛
                   صدایت میکندحتما"؛

اگربیهوده رنجیدی؛
    ازاین دنیای بی رحمی؛
          به درگاهش قناعت کن؛
                     عنایت میکندحتما"؛

دلت درمانده میمیرد؛
       اگرغافل شوی ازاو؛
         به هروقتی صدایش کن؛
                     حمایت میکندحتما"؛

خطاگرمیروی گاهی؛
       به خلوت توبه کن بااو؛
          گناهت ساده میبخشد؛
                      رهایت میکندحتما"؛

به لطفش شک نکن؛
         اگردنیاحقیرت کرد؛
                تورسم بندگی آموز؛
                    حمایت میکندحتما"؛

اگرغمگین اگرشادی؛
        خدایی راپرستش کن؛
                 که هردم بهترینهارا؛
                    عطایت میکندحتما"؛.



طبقه بندی: عارفانه، شعر،
برچسب ها: توکل برخد،

تاریخ : دوشنبه 17 آبان 1395 | 11:30 ق.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
گلها امضای " خدا "

برروى زمین هستند.

تقدیم به شمادوستان

مهربان ونازنین.

که

 زیباترین امضاىخداوندهستید

عصر زیباتون بخیر




طبقه بندی: شعر، عارفانه،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 07:58 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات

وقتی با خدا حرف میزنی
هیچ نفسی هدر نمی رود
وقتی منتظر خدا باشی
هیچ لحظه ای تلف نمیشود


طبقه بندی: شعر، متن زیبا، عارفانه،
برچسب ها: وقتی با خدا حرف میزنی،

تاریخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 | 11:24 ق.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
حسن آخوندی

سفیر قافله  عشق  كربلا زینب
بهار  زندگی   صاحب  لوا  زینب

ندیده دیده ی دنیا  نظیر و همتائی
برای دختر  زهرا   و مرتضا  زینب

وفا و مهر  و صفا را ندیده ام  معنا
شرف فزوده به گل واژه ی وفا زینب

مرامش حیدری و همچو باب خود حیدر
گره گشای غم و مشكلات ما زینب

انیس ومونس غم دیده گان به دارفنا
شفیع روز جزا از من و شما زینب

اسیردست  زمانه  اگر شدی از دل   
بگو به هرنفسی عاشقانه یا زینب

بگو تو زینب و زینب كه ذکریازینب
بوُد علاج غم و درد بی دوا زینب

چو مخلصانه بیایی به این شفا خانه
به اذن خالق یکتا دهد شفا زینب

نوشته روز  ازل كلك خالق  هستی
انیس محنت ورنج وغم و بلا زینب

به عالمی شده شهره اگرچه کرب وبلا
بود  ز همت  و ایثار با وفا زینب

رسیده بر سمت  اعظم علمداری
ز بعدصاحب علم صاحب لوا زینب

به تازیانه دشمن به شهركوفه وشام
قیام سرخ حسین راشده بها زینب

سر برادر خود  را  چو  دیده بر نیزه
نموده فرق سرش را زغم دوتا زینب

زكین دشمن سفله به پیكرش دارد
نشا نه ها   زجفا  تا زیا نها زینب

به راه عشق برادرگذشته از هستی    
نموده برشه دین دین خود ادا زینب

نموده قصر ستم  را  زپایه  ویرا نه
به نطق حیدری و منطق رسا زینب

درآن سرای غم افزا به نیمه شب دارد
به لب نوای  دل انگیز ربنّا زینب

به شام  وگوشه ویرانه  بهر مولایش
نموده  بزم عزایی زدل به پا زینب

آخوندی بزم عزا را به هركجا ازدل
نما اقا مه چنان دخت مرتضا زینب

به روز محشرو تنهایی و غم غربت
یقین  نما که  شود آشنا  ترا زینب




طبقه بندی: شعر، عارفانه،
برچسب ها: سفیر قافله عشق كربلا زینب،

تاریخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 | 11:21 ق.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
داستان کوتاه و زیبا گفتگو با خدا

پسر کوچولو به مادر خود گفت : مامان کجا می ری؟

مادر گفت : عزیزم بازیگری معروف که از محبوبیت زیادی برخوردار است به شهر ما آمده است

این طلایی ترین فرصتی است که می توانم او را ببینم وبا او حرف بزنم ، خیلی زود برمی گردم

اگر او وقت آن را داشته باشد که با من حرف بزند چه محشری می شود

و در حالی که لبخندی حاکی از شادی به لب داشت با فرزندش خداحافظی کرد

حدود نیم ساعت بعد مادرش با عصبانیت به خانه برگشت

پسر به مادرش گفت :

مادر چرا چهره ی پریشانی داری؟

آیا بازیگر محبوبت را ملاقات کردی؟

مادر با لحنی از خستگی و عصبانیت گفت :

من و جمعیت زیادی از مردم بسیار منتظر ماندیم اما به ما خبر رساندند که او نیم ساعت است که این شهر را ترک کرده است

ای کاش خدا شهرت و محبوبیتی را که به این بازیگر داده است به ما داده بود

کودک پس از شنیدن حرف های مادر به اتاق خود رفت ولباس های خود رابیرون آورد و گفت :

مادر آماده شو با هم به جایی برویم من می توانم این آرزوی تو را برآورده کنم

اما مادر اعتنایی نکرد و گفت :

این شوخی ها چیست او بیش از نیم ساعت است که این شهر را ترک کرده است

حرف های تو چه معنی ای می دهد؟

پسر ملتمسانه گفت :

مادرم خواهش می کنم به من اعتماد کن فقط با من بیا

مادر نیز علی رغم میل باطنی خود درخواست فرزند خود را پذیرفت زیرا او را بسیار دوست می داشت

بنابراین آن دو به بیرون از خانه رفتند

پس از چندی قدم زدن پسر به مادرش گفت : رسیدیم

در حالی که به کلیسای بزرگ شهر اشاره می کرد

مادر که از این کار فرزندش بسیار دلخور شده بود با صدایی پر از خشم گفت :

من به تو گفتم که الان وقت شوخی نیست

این رفتار تو اصلا زیبا نبود

کودک جواب داد :

مادر تو در سخنان خود دقیقا این جمله را گفتی که ای کاش خدا شهرتی و محبوبیتی را که به این بازیگر داده است به ما داده بود

پس آیا افتخاری از این بزرگ تر است که با کسی که این شهرت و محبوبیت را داده است

نه آن کسی که آن را دریافت کرده است حرف بزنی؟

آیا سخن گفتن با خدا لذت بخش تر از آن نیست که با آن بازیگر محبوب حرف بزنی؟

وقتی خدا همیشه در دسترس ماست پس چه نیاز به بنده ی خدا
مادر هیچ نگفت و ساکت ماند.




طبقه بندی: متن زیبا، عارفانه،
برچسب ها: داستان کوتاه و زیبا گفتگو با خدا،

تاریخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 | 11:20 ق.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
الهی مرا حفظ كن از مهالك
كه هركار كردم رضای تو باشد

الهی عطا كن به فكرم تو نوری
كه محصول فكرم دعای تو باشد




طبقه بندی: عارفانه،
برچسب ها: الهی، حفظ، عطا كن، شعرهای عارفانه،

تاریخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 | 10:56 ق.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.