تبلیغات
وبلاگ شعر ومتن محمودسلطان بایزیدی - وحشی_بافقی
دگر آن شب است امشب که ز پی سحر ندارد
من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد…
.
من و زخمِ تیزدستی که زد آنچنان به تیغم
که سرم فتاده برخاک و تنم خبر ندارد!
.
بکش و بسوز و بگذر، منگر به این که عاشق
بجز این که مهر ورزد، گنهی دگر ندارد...!




طبقه بندی: غزل، شعر،

تاریخ : دوشنبه 22 آذر 1395 | 10:39 ق.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.