تبلیغات
وبلاگ شعر ومتن محمودسلطان بایزیدی
از دیگران شکایت نمی کنم
بلکه خودم را تغییر می دهم،

چرا که پوشیدن کفش ،راحت تر از
فرش کردن دنیاست.




طبقه بندی: شعر، دل نوشته،
برچسب ها: شکایت دیگران، تغییر، کفش راحتی، انواع فرش، فرش کاشان، فرش مشهد، کفش چرم،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 11:38 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات



حذف کن کسانی را
ک باعث غمت می‌شوند
بیش از
حد که کوتاه بیایی
می‌شوی کوتاه‌ترین دیوار
گاهی ببخش
و سـرد باش بگذار
دلخوش نباشند
به گرمای وجودت که
هروقت‌ بخواهند کنارت‌بزنند !!




طبقه بندی: شعر، عاشقانه،
برچسب ها: غم، دیوار، عفت، حذف، گرمای وجود، دلخوش، سرد،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 11:37 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
درد اگر درد" تو" باشدچه خیالی ست که من

دلخوش داشتن خوب ترین دردسرم...







طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: #علی_صفری،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 08:02 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات


عهد كنیم با خودمان
در همین پائیز
اگر دستى گره خورد
در دستهایمان
اگر نگاهى لرزاند وجودمان
خرابش نكنیم
مُفت از دستش ندهیم
باور كنید پائیز
جان میدهد براى عاشقى كردن




طبقه بندی: شعر، عاشقانه،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 08:01 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
از افلاطون پرسیدند
 عجیب‌ترین رفتار انسان چیست؟
پاسخ داد:
 از کودکى خسته مى شود
 براے بزرگ شدن
 عجله مےکند و
 سپس دلتنگ
دوران کودکے خود مى شود




طبقه بندی: حکیمانه، متن اموزنده،
برچسب ها: افلاطون،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 08:00 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
گلها امضای " خدا "

برروى زمین هستند.

تقدیم به شمادوستان

مهربان ونازنین.

که

 زیباترین امضاىخداوندهستید

عصر زیباتون بخیر




طبقه بندی: شعر، عارفانه،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 07:58 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
گاهگاهی که دلم می گیرد

پیش خودم می گویم

آن که جانم را سوخت

یاد می آرد از این بنده هنوز ؟








طبقه بندی: شعر، دل نوشته، غمگین،
برچسب ها: #حمید_مصدق،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 05:28 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
نشسته ام که برای تو از زمانه بگویم
مَنی کِه زاده شُدم شِعر عاشِقانه بِگویَم
 
عزا گرفته ام از اینکه باید آخر شعرم
از آن دمی که تو هم می شوی روانه بگویم
 
به‌غم نشسته‌چنان باورم که‌باید ازاین پس
به خنده های خودم بغض شادمانه بگویم

برای بی‌کسی‌ام بس‌همین که‌حرف دلم را
نشد برای کسی جز اثاث خانه بگویم

بمان انار برایت شکسته ام که غمم را
به این بهانه برای تو دانه دانه بگویم
 



طبقه بندی: شعر، عاشقانه،
برچسب ها: زمانه، غم، شعرعاشقانه،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 05:27 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
به کسی اعتماد کن
که بتواند
سه چیز در تورا تشخیص دهد . . .

اندوه پنهان شده در لبخندت را
عشق پنهان شده در عصبانیتت را
و معنای حقیقی در سکوتت را





طبقه بندی: شعر، متن زیبا، متن اموزنده،
برچسب ها: اعتماد، عشق پنهان، لبخند، اندوه، سکوت،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 05:26 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
ارباب شده ، گرفته یک برده دلم

عمریست کشیده دور من نرده دلم

چندیست که فکر میکنم حتی عشق

چیزیست که از خودش در آورده دلم




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: ارباب،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 05:20 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
سرزد به دل،
دوبــاره غمِ کودکانه ای
آهسته می تراود
از ایـــن غم ترانـــه ای

باران شبیه کودکی امِ
پشت شیشه هاست
دارم هوای گریه،
خدایـــا بهانـــه ای . . . !






طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: #قیصر_امین_پور،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 05:18 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
دلبرم اندر خیالم خود نمایی میکند

در فراقش ای دل من بینوایی میکند

او برفت و پشت پا زد بر دل و دنیای من

کار دل را بین که بهرش بیقراری میکند






طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: #قیصر_امین_پور،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 05:18 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات


قیصر امین پور
روحش شاد و یادش گرامی باد



برچسب ها: قیصر امین پور،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 05:14 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
حرف ها دارم اما ... بزنم یا نزنم ؟
با تو ام ! با تو ! خدا را ! بزنم یا نزنم ؟

همه ی حرف دلم با تو همین است که «دوست...»
چه کنم ؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم ؟

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم
زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم ؟

گفته بودم که به دریا نزنم دل، اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

قیصر_امین_پور





طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: قیصر_امین_پور،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 05:12 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
سبدی هست در اندیشۀ من
ڪه پُر از گل
بدهم هدیه به تو
غافل از آنڪه تو خود ناب‌تری
یڪ جهان گل ، بخورد غبطه به تو


طبقه بندی: شعر، متن اموزنده،
برچسب ها: روزگار به كامتون، سبد، اندیشه، گل، جهان، غبطه،

تاریخ : یکشنبه 16 آبان 1395 | 05:10 ب.ظ | نویسنده : محمود سلطان بایزیدی | نظرات
تعداد کل صفحات : 11 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.